ذبيح الله صفا
1637
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
پادشاهى اكبر ( 989 ه ) خطاب نقيب خانى يافت . نقيب خان هم در حديث و سير و اسماء رجال و تاريخ بىهمتا بود و بقول شاهنواز خان « گويند هفت جلد روضة الصفا سر زبان و در جفر نيز مهارتى داشت » . وى بعد از اكبر در پادشاهى نور الدين جهانگير نيز مقام و مرتبهء بلند داشت و بسال 1023 كه در موكب جهانگير در اجمير بسر مىبرد درگذشت و پسرش مير عبد اللطيف منصب و مقام عمده يافت . نقيب خان چنان كه مىدانيم از مترجمان مهابهارت است . [ مير علاء الدوله كامى ] اما مير علاء الدولهء كامى پسر ديگر مير يحيى كه پدر را از سوء قصد شاه تهماسب آگاه كرده بود ، بهمراه برادرش مير عبد اللطيف در همان سال 963 ه وارد هند شد و مانند برادر بلطف در دربار اكبر و در رديف شاعران آن درگاه پذيرفته شد . وى شعر مىگفت و كامى تخلص مىكرد و مردى دانشمند و ادبشناس بود . در غزل دست داشت و كتاب مشهورى بنام نفائس المآثر دارد كه دربارهء شاعران خاصه گويندگان دربار اكبر تأليف كرد و ملا عبد القادر بداؤنى مؤلف منتخب التواريخ فصل پايان كتاب خود را در بيان احوال شاعران دربار جلال الدين اكبر از آن كتاب گرفت ؛ و اگرچه بعضى پنداشتهاند كه مرگ او در حدود سال 982 ه است « 1 » ولى گويا درين مورد تاريخ ختم نفائس المآثر را بجاى تاريخ وفات مؤلف گرفتهاند در حالىكه كامى بر كتاب خود بعد از آن سال مطالبى افزود و تاريخهايى در اين افزايشها تا سال 998 ه ثبت كرد . وى در اين كتاب علاوه بر مطالبى دربارهء شعر و اصناف سخن و شاعران عهد تيموريان هند از عهد بابر تا دوران اكبر ( تا سال 982 ) ، اطلاعات تاريخى و جغرافيايى سودمندى را هم آورده است و جز اين كتاب رسالهيى در صنايع شعرى و رسالهيى ديگر بنام صحيفة الارقام در هنر خوشنويسى داشت كه در نفائس المآثر از آن نام برده است . اين چند بيت از روز روشن نقل مىشود :
--> ( 1 ) - چنان كه مؤلف روز روشن ، ص 673 - 674 .